دربارهی عشق به بشریت ( ] )
بسيار ساده و آسان است که هر يک از ما در
خانه راحت با باغچه اى زيبا نشسته و ادعا کنيم که "من بشریت را دوست دارم." اما عشق وقتى حقيقى است که مورد امتحان واقع شود. زمانى که بارها در نبردگاه عشق زورآزمايى کرده و در راه عشق زخمى
شده باشيم، ميتوانيم جمله "من عاشق هستم " را با قدرت و اطمينان بر زبان آوريم. کسى که مى خواهد در
نفس خود عشق ايجاد کند بايد خودش را امتحان کند و ببيند آيا داراى تمام شرايط عشق حقيقى م ىباشد؟
بعضى از اين شرايط چيست؟ روشن است که شامل صميمیت، صداقت، گذشت، آزاد انديشى، و امانت
مى باشد. حقيقتاً م ىتوانيد ملاحظه کنيد که همه اينها لازمه وجود عشق است. عشقى که با صميمیت همراه نباشد آيا
چيزى جز ريا خواهد بود؟ نتيجه عشقى که با حسادت و کنترل کردن همراه باشد و نه با سخاوت دل و گذشت چه
مى تواند باشد؟ چه نوع عشقى است که بجاى گذشت، با انتقام سر يارى داشته باشد؟ اگر صادق نباشيم چطور
ديگران مى توانند به عشق ما اعتماد کنند؟
ميرزا ابوالفضائل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر