به "اخترک B-612" خوش آمدید تو اخترک B-612 که به این کوچیکیه، همین قدر که چند قدمی صندلیت رو بکشی جلو می تونی هر قدر دلت خواست غروب خورشید رو تماشا کنی من یه روز 43 بار غروب کردن آفتاب رو تماشا کردم! خودت که میدونی وقتی آدم خیلی دلش گرفته باشه از تماشای غروب لذت می بره من غروب کردن خورشید رو خیلی دوست دارم بریم فرو رفتن آفتاب رو تماشا کنیم. کتاب شازده کوچولو اگر اولین بار است که از این بلاگ دیدار می کنید خواهشمندم اولین پست آن را که در آرشیو پایین صفحه به آن دسترسی دارید بخوانید.

۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

درباره عشق به بشریت ( इ )

درباره­ی عشق به بشریت ( ] )

بسيار ساده و آسان است که هر يک از ما در

خانه راحت با باغچه اى زيبا نشسته و ادعا کنيم که "من بشریت را دوست دارم." اما عشق وقتى حقيقى است که مورد امتحان واقع شود. زمانى که بارها در نبردگاه عشق زورآزمايى کرده و در راه عشق زخمى

شده باشيم، ميتوانيم جمله "من عاشق هستم " را با قدرت و اطمينان بر زبان آوريم. کسى که مى خواهد در

نفس خود عشق ايجاد کند بايد خودش را امتحان کند و ببيند آيا داراى تمام شرايط عشق حقيقى م ىباشد؟

بعضى از اين شرايط چيست؟ روشن است که شامل صميمیت، صداقت، گذشت، آزاد انديشى، و امانت

مى باشد. حقيقتاً م ىتوانيد ملاحظه کنيد که همه اينها لازمه وجود عشق است. عشقى که با صميمیت همراه نباشد آيا

چيزى جز ريا خواهد بود؟ نتيجه عشقى که با حسادت و کنترل کردن همراه باشد و نه با سخاوت دل و گذشت چه

مى تواند باشد؟ چه نوع عشقى است که بجاى گذشت، با انتقام سر يارى داشته باشد؟ اگر صادق نباشيم چطور

ديگران مى توانند به عشق ما اعتماد کنند؟

ميرزا ابوالفضائل

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

کی گفت برده داری تموم شده!؟

قرن بیست و یکم است و زنها هم کم کم جزو آدم به حساب می آیند، البته نه کاملاً... ولی کمی وحق انتخاب دارند، یک روش تازه پیدا کنند .

این شد که خرید و فروش برده دوباره آزاد شد ! به مجالسی که میرین دقت کنین ... شده بازار مکاره ! دخترها حسابی به خودشون میرسند و پسرها هم جلوشون عرض اندام میکنند تا بالاخره یکی رو انتخاب کنند . دخترها آنجا نشسته اند وچیزی رو که جرات ندارند بلند بگن تو دلشون میگن : " لطفاً منو انتخاب کنین. منو نگاه کن ببین چه خوشگل هستم ، ببین چه اندامی دارم و....." مردها هم هی بالا و پایین میروند و از این نمایش لذت میبرن و البته اگه احتیاط نکنن به دام می افتن .حالا اگه جرات داری اینو جلوی روی دخترها یا مادراشون بگو .... بیچارت میکنن !

آخه شما بگین بد میگم ؟مگه جز تو بازار برده فروشها جای دیگه ای هم این اتفاق می افته؟ ولی می بینید که این روش مسخره مدتهاست تو جامعه ما داره اجرا میشه و کسی هم نمیگه چرا .

میدونین چرا خانمها همیشه بخاطر حقوق از دست رفته خودشون می نالند ؟ چون میبینن که ناخواسته وارد این بازی شدن و مجبورند ادامش بدن وگر نه بی شوهر می مونن !!!! و چون میدونن حقوق زن تو این نیست که حق قاضی شدن نداره یا چرا نمیتونه خلبان بشه چون اینها بطور کلی حقی براش محسوب نمیشه سرچشمه ی فقدان حقوق زن در اینه که از نظر جنسی با مرد برابر نیست. مشکل حقوق از دست رفته ی خانمها در اینه که حق تسلیم خودشون رو به مردی که مورد علاقه ی اونهاست ندارند و یا اجازه ی خودداری از تسلیم شدن به مردی که از او متنفر هستن به اونها داده نمیشه .فکر کنم منظور خودم رو کاملاً توضیح دادم . ولی حالا میدونین خانمها برای جبران کمبود این حق چی کار می کنن ؟

خانمها از حساسیت این آقایون از همه جا بی خبر در برابر قدرت جنسی استفاده میکنن و اونها روتحت بردگی خودشون در میارن و همین مسئله حق انتخاب مرد رو بصورت بازیچه و تشریفات درآورده . زنها معمولا ً به محض اینکه حس میکنن نادیده گرفته شدن با قدرت وحشتناک جنسی خودشون به همه مردها حاکم میشن حالا دقت کردین این قدرت کجاست؟ خوب یک مثال میزنم .تا حالا به مغازه ها نگاه کردین ؟دقت کردین که میلیونها دست کار کردن تا چیزهایی رو که زنها دوست دارن تو مغازه ها بگذارن.چند درصد این مغازه ها چیزهای مورد توجه مردها رو داره ؟ چند درصد این اجناس به درد بخور هستن و قیمتشون فقط بخاطر لوکس بودنشون نیست ؟چند تا کارخونه تو دنیا کار میکنن؟ چند تا شون شب و روز، طلا و جواهر و انواع لوازم آرایش وکلی چیزهای گران ولی بی ارزش دیگه می سازند.حالا دیدید چطور میلیونها آدم زندگی خودشون رو با کارهای شاق تو کارخونه تباه میکنن تا هوسهای خانمها ارضا بشه .دیدین خانمها چطور مثل فرمانرواهای بی چون و چرا حدود نصف نسل بشر را برای ارضای هوسهای خودشون مجبور به کار کرده اند و همه اینها دلیلش اینه که زن از داشتن حقوق مساوی با مرد محروم شده .....

البته حتما ً خودتون میدونین که همه این حرفها فقط یک قسمت کوچک از کل این ماجراست و من فقط یک جنبه خیلی کوچک از قدرت خانمها رو گفتم .مطمئن باشید اگه خانمها کاملاً قدرت خارق العاده خودشون رو می شناختن اونوقت دیگه آقایون بجای تلاش برای زدن مخ دخترها از دستشون فرار میکردن ......

بر گرفته از وبلاگ:

http://gfmikham.persianblog.ir/

تو این سیاره هیچ کس قدر خودش را نمی دونه، نه مردهاش و نه زنهاش...

این آدم بزرگها راستی راستی چقدر عجیب اند!

لیست بلاگهای مورد علاقه

Music: Frank Sinatra - Love's been good to me

آمار بازدیدکنندگان

تعداد بازديدكنندگان :
تعداد افراد آنلاين :
Free Counter and Web Stats Free counter and web stats

درباره من