باز هم از آن اتفاقات جالب که در هیچ جا نظیرش را پیدا نمی کنید. می دانید! زندگی ما چنان بی ثبات است که باور آن برای خود من هم مشکل است دوک لیختن اشتاین (کشور کوچکی در اروپا که وسعتش تنها به اندازهی یک دره است) ادسه می کند یک چیز در اینجا تغییر می کند کم یاب می شود ممنوع می شود... یک سیاست مدار دون پایه ایرانی در اجلاس روشهای آبیاری نوین به یک کسی یا کشوری ناسزا می گوید و یه چیزی در زندگی ما تغییر می کند کم می شود حزو می شود، کسی دشمن می شود عده ای جاسوس می شوند...
این عزیزان زحمتکش در روز 12 آبان اینترنت منطقه ما را به بهانهی تعویز ترمینال قطع کرده بودند، البته به این موضوع اشاره ای نمی کنم که همه می فهمند که این تاریخ روز قبل از 13 آبان است و اتفاقی انتخاب نشده است و می خواند ارتباط مردم را با خارج مصدود کنند. ولی مسئله این است که احتمالاً این دوست بسیجی با سیستمهای مخابراتی آشنا نبوده، بعد از صرف زمان زیاد هر چه گشته دیده این دستگاه ها دو شاخه ندارند که از پریز بکشد، خوب Disconnect که واژه غربی ست و این عزیزان با این جور چیزها که نشانهی غربزده گی ست میانه ای ندارند، پس آخرش جو گیر شده است (استلاح آمیانه به معنای احساساتی) و در یک عمل انقلابی نمی دانم با چماق به جان این ترمینالهای مستکبر ضد ولایت، عامل فساد افداده یا یک خشاب را روی آنها خالی کرده بود که در حالی که این اختلال مخابراتی قرار بود تنها 2 روز طول بکشد تا امروز ادامه داشت و کار من هم این بود که به این شرکت و آن مرکز مخابراتی زنگ بزنم و خواهش کنم و قر بزنم و به صطلاح پی گیری کنم تا این ADSL مرا لطف کرده و مجددن وصل کنند. Dial up modem من نیز در Windows 7 ، Compatible نیست و این جوری بود که من از این نعمت خدا دادی که روشنایی هر خانه و کاشانی ست محروم شده بودم و مانده بودم بی Internet و بی خبر از دنیا...